خداااااااااا را هزاااااااااااران بار شکر میکنم
سلام ترانه مامان
دختر نازم از پنجشنبه ٢ تیر که رفتم سونوگرافی تا دیروز شنبه ٤ تیر برام اندازه چند سال گذشت
انقدر که نگران بودم و کارم شده بود فقط گریه کردن ![]()
دیروز بابایی خیلی گرفتار کارای خونه بود و نمیتونست با من بیاد دکتر و من با مامان شهناز رفتم
خانم دکتر گفت چی شده
منم گفتم جواب سونو رو آوردم که ظاهرا خیلی خوب نیست
بنده خدا خانم دکتر خیلی ترسید و سریع جواب رو نگاه کرد و با تعجب منو نگاه کرد و گفت: ![]()
خوب چی شده؟؟؟ گفتم ظاهرا بند ناف نزدیک گردن دخترمه .gif)
![]()
گفت خوب باشه مگه چیه؟؟؟؟؟؟؟ گفتم وای خانم دکتر خوب خطرناکهههههههه
گفت نه کی گفته خطرناکه؟؟؟؟
گفتم واقعا اینطور نیست؟؟ گفت که اصلا خطرناک نیست
بعد من بهش گفتم چرا اینطوری شده؟؟ به خاطر بد خوابیدن یا بد جابه جا شدن های منه که اینطور شده؟؟
گفت نه باز هم هیچ ربطی نداره
تنهادلیلش بلند بودن بند نافه و وقتی جنین هنوز کوچیکه و زیاد تکون میخوره بند ناف میچرخه دورش و اصلا هم مشکلی پیش نمیاد و نگران نباش ![]()
![]()
در مورد لاغر بودنت هم گفت که نگران نباش چاق میشه و بهتره که مارالشعیر و گوشت زیاد بخورم
خلاصه در آخر هم خانم دکتر یه عاااااااااااااااااالمه دعوام کرد که چرا بی خودی این چند روز استرس داشتم ![]()
![]()
و قرار شد که ١٨ تیر برای چکاپ بعدی برم پیششون
و برای ٣٠ تیر هم یه سونوی دیگه برام نوشت
وقتی با مامان شهناز از اتاق اومدیم بیرون کلی خوشحااال بودیم و به این همه نگرانی بی مورد داشتیم می خندیدیم ![]()
![]()
![]()
که بابا شاهین زنگ زد و گفت که کجاااااایی چی شد؟؟ گفتم داریم میایم پایین که بریم خونه، گفت من اومدم دم درب بیمارستان دنبالتوووووون
و با بابا شاهین برگشتیم خونه ![]()


خداااااااااا را هزاااااااااااران بار شکر میکنم
